کوتاه اما خواندنی
جمله های کوتاه که مسیر زندگی تان را عوض می کند
سینهای باستانی (متداول( · سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره( · سیب - نماد زیبایی و تندرستی · سمنو - نماد فراوانی(برکت( · سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب( · سنجد - نماد عشق · سکه - نماد دارایی · سرکه - نماد شکیبایی و عمر · سماغ - نماد(رنگِ) طلوع خورشید · سنبل دیگر سینها •سوسن • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانه دیگر اقلام • کتاب - به نشانه تمدن و خردورزی: حافظ و شاهنامه که مسلمانان معمولاً قرآن را انتخاب می کنند • آينه • ماهی سرخ • یک جفت نوروزی (شمعدان اصیل ایرانی) • تخم مرغ رنگی • کاسهای از آب که پرتقالی در آن غوطهور است (به نشانهٔ زمین در فضا) • یک شیرینی ایرانی (مانند باقلوا، شیرینی آردنخودچی و ...) همچنین: گلاب • آجیل • شکلات • گل نرگس • دیوان حافظ یا شاهنامه ...
کاش «دل خوش سیری» بود و چشمهامان به طراوت شسته کاش لبخندها از سر بادبادک ها هم بالاتر می رفت و همه آبی بود کاش چشمهامان ، هیچ کم از آینه ی شوق نداشت ... و همه باران را نه برای چترهاشان ، که برای اشک هاشان دوست می داشتند کاش «صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم » کاش همه زندگی کنیم ... کوتاه اما خواندنی دو ساله شد اولین پست ام ( می تونین آرشیو رو هم یه نگاهی بکنین کافیه در قسمت «نوشته های پیشین» روی «اسفند 84» کلیک کنین ) از هر موضوع جالبی که خوشم می اومد ، استفاده می کردم . گاهی وقتا مطلب از خودم بود و گاهی وقتا از کتابها و مجله ها و وبلاگهایی که می خوندم . در طول این دوسال دوستای گلی پیدا کردم و گاهی وقتا به شوق اونا نوشتم و برای خیلی هاشون لحظه شماری می کردم تا آپ کنن . همین دوستایی که لینکشان کردم . به هر حال یادآوری هر پست خودش یه دنیا خاطره است . اینو دوستایی که رو مطالب شون وقت میذارن بیشتر می فهمن . به نظر من ، خاطره ها وقتی موندگار میشن شیرینتر می شن . همه تونو دوست دارم دوستای من . می دانم درست و حسابی و منظم آپ نمی کنم برای همین از همه دوستان عزیز و شفیق عذرخواهی می کنم . امیدوارم منبعد که وقت بیشتری برای نوشتن و وب و اینترنت دارم (بعد کنکور) بتوانم حداقل دوستان را راضی نگه دارم . دو سه روزی است کتابی ازنادر ابراهیمی به نام « یک عاشقانه آرام » را مطالعه می کنم که خیلی خیلی خوشم آمده . کتابی که به چاپ دهم رسیده و موضوع اصلی اش عشق می باشد .(در اطلاعات فیپا نوشته : نثر فارسی – قرن 14- عشق) خواندنش را به همه اهالی دل ! توصیه می کنم . قسمتی از کتاب : ما همانگونه که به داشتن امید محکومیم ، به تصرف خوشبختی نیز . برای ما راهی جز حفظ اعتقاد به خوشبختی و تلاش خیره سرانه به قصد رسیدن به این منزل باقی نمانده است . باید از باید ببریم که محتمل است سعادت چیزی دور از دسترس باشد ، چرا که تنها اعتقاد به اینکه سعادت دور از دسترس ماست ، سعادت را دور از دسترس ما نگه می دارد . هیچ چیز چون اراده به پرواز ، پریدن را آسان نمی کند . هیچ چیز همچون باور ساده دلانه و صمیمانه سعادت ، سعادت را به محله ما ، به کوچه ما ، و به خانه ما نمی آورد . سعادت شاید چیزی نباشد الا همین اعتقاد مومنانه به سعادت و ... ... و نه باید بیرون عشق ساعتی به دیوار زندگی کوبید تا عقربه هایش از دست رفتنِ چیزی را به ما آگهی کنند . خراب را آباد کنیم نه پرشکوه ترین ، سرسبزترین و بارآورترین آبادی روح را خراب ... فرصت از زمان سرچشمه می گیرد و در عشق لازمان جاری است – ومعجزه در این است که هر جریانی به زمانی محتاج است الا عشق ، ... خستگی حق نیست که ما را به انکار حق بکشاند . عشق مطلقا چیزی اشرافی نیست تا بتوانی آن را به دلیل آنکه از رفاه برمی آید ، محکوم کنی . عشق فقط رشد روح می خواهد .
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




