کوتاه اما خواندنی
جمله های کوتاه که مسیر زندگی تان را عوض می کند
سلام بعد از ماهها دوباره می خواهم بنویسم .در این مدت که نبودم اتفاقات زیادی رخ داده .تجربه هایی داشتم که بعضی هاشان یک بار در تمام طول عمر یک شخص اتفاق می افتند. استعفا از کار ، خدمت سربازی و ... در نهایت عشق ! حال می نویسم ، خواه کسی بخواند خواه نخواند . بداند یا نداند . اگر «او» نخواند گله ای نیست . «او» خود نیروی نوشتن است . چشمه جوشان ذهن ، پس «او» خود منت است و اگر بخواند باز هم منت است و چه زیباست بودن و نبودنش که در هر حال منت است و لطف از «او» به من کوچک و ناچیز . حرفهای دلم را برای «او» می نویسم و از «او» برای دل خودم. استادم دکتر شریعتی است و بزرگم مرحوم نادر ابراهیمی ، جبران خلیل جبران ، کوئیلو و ... و «او» همان بهانه ام برای نوشتن . از غایت عشق می خواهم یاری ام کند ، تا عشق «او» را تباه نکنم . از «او» به او برسم . او که این موهبت را به من و «او» داد ، او که عشق را درصورت «او» بر من نمایاند و او که من و «او» را آفرید تا او را بپرستیم . از او می خواهم نگاهم کند و دست به آسمانش می گیرم و سجده گاه سحرگاهم را با آواز قنوت سنگین می کنم . از شما دوست مهربانم تشکر می کنم که زحمت می کشی و سر می زنی .
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


