کوتاه اما خواندنی
جمله های کوتاه که مسیر زندگی تان را عوض می کند
«او» کارش نگاه است . نگاه دیگران را نگاه می کند و گاه اصلاح و دیگران فقط نگاهش می کنند . اما من «او» را می بینم زلالِ زلال . گاهی اوقات آنطرف خواسته هایش را هم می بینم . به قول دانشمندان با چشن غیر مسلح ! شاید فقط من می بینم اما واضح واضح دیده می شود . گاهی آنطرف سکوتش را ، گاهی آنطرف نبودنش را . گاهی هم نمی بینم حتی با عینک ! خوب معلوم است عیب از چشمهای من است . کاش می شد چنین مواقعی «او» نیز چشمان مرا نگاه کند حتی شده با دستگاه ... ( هر قدر پافشاری کردم برای دانستن نام دستگاهی که «او» با آن کار می کند چیزی نگفت ، نمی دانم چرا؟!) کاش می شد همیشه نگاهش را نگاه کنم و نگاه دارم . بعضی وقت ها که حرف می زند ، هیچ نمی فهمم . اما ... سکوتش معلم من است . من همیشه سکوتش را می شنوم. حتی گوشخراش ترین و پرسروصداترین سکوتش را . با سکوتش در گوشم زمزمه می کند ، درس می دهد ، امتحان می گیرد ، نمره می دهد ، قبول می کند ، تجدید می کند . و چه خوب است این «گاهی» ها . همان قطار و مدارنگی ها . باید سعی کنم حواسم جمع باشد و معلمم را با نمره هایم راضی کنم. ![]()

![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



